تبليغاتX
ارتباطات میان فرهنگی

ارتباطات میان فرهنگی

ادوارد سعید و گفتمان فوکویی

نظریه گفتمان ازجمله مفاهيم مهم وپرکاربردي است که درشکل دادن به تفکرفلسفي ،اجتماعي وسياسي مغرب زمين درنيمه دوم قرن بيستم نقش بسزايي داشته است .اندیشمندان بسیاری در خصوص این مفهوم –گفتمان -نظریه پردازی کرده اند، اشخاصی مثل هابرماس، دیوید هوارث، لاکلا، موف و دیگران . اکثر این اندیشمندان این مفهوم را از منظری نشانه شناسانه مورد بررسی قرار داده اند اما میشل فوکو از زاویه ای متفاوت به این مفهوم نگریست او رابطه گفتمان ها را با قدرت بررسی میکند .

    

«گفتمان بيانگر خصوصيات و ويژگي‏هاي تاريخي  چيزهاي گفته شده و چيزهايي است که  ناگفته باقي مي‏مانند. بعلاوه اين نيز ضروري است که "تراکم" و"پيچيدگي"درون  اعمال گفتماني آشکار گردد و به وراي مرزهاي ساختاري يا سخن و نطق  يعني زبان و تکلم ظاهري (گفتار) دست يابيم. ساختارگفتمان با مفروضاتی ترکيب شده است که در آن هرسخنران مي بايست به شکلی سخن بگويد که سخنش معنا داشته باشد ازاين رو مفاهيم گفتمان تاکيد برفرآيندهاي  اجتماعي دارد که مولد معناست.

از درون گفتمان‏هاي متفاوت، جهان متفاوت درک مي شود.گفتمان‏ها نه تنها مربوط به چيزهايي است که ميتواند  گفته يا درباره اش فکر شود بلکه درباره اين نيز هست که چه کسي ،در چه زماني و با چه آمريتي ميتواند صحبت کند. گفتمان‏ها مجسم کننده معنا در ارتباطات اجتماعي هستند نيز شکل دهند. ذهنيت و ارتباطات اجتماعي - سياسي (قدرت) هستند.»(عضدانلو،1380: 16)

ميشل فوکو(1984-1926) معتقد است که گفتمان بايد به عنوان فرمي از عمل نگاه شود نه انعکاسي ازجهان .

به اعتقاد فوکو وقتي ما با ديگران ارتباط برقرار مي کنيم مفاهيم را براي تعريف کردن وبرچسب زدن بر موضوعات صحبتمان جستجو مي کنيم و در طي اين فرايند اعمال قدرت مي کنيم، به نظراو آگاهي ومعني درعمل ارتباط با ديگران حضور دارند نه در خود موضوعات.

 

 Edvard Said

 

- شرق شناسي 

کتاب شرق شناسي ادوارد سعيد ترجمه شده به بيش از25 زبان دنياست . آنچه شرق شناسي را از ديگرنوشته‏هاي منتشرشده دراين زمينه متمايزمی کند این است که سعيد با ياري گرفتن ازانديشه متفکراني همچون ميشل فوکو وآنتوني گرامشي آمريت دانش غرب نسبت به شرق ونيز قدرتي راکه درغرب به شرق تحميل کرده است به چالش مي کشد . ادوارد سعيد مجموعه نوشته‏هاي خودرا درمورد شرق به عنوان يک گفتمان بررسي مي کند. فوکو ابزاري براي توصيف ارتباط بين دانش وقدرت مسلط برشرق رادراختيار سعيد قرار داد وگرامشی مفهوم تفوق یا برتري رادراختيارش گذاشت. (عضدانلو،1383)

مفهوم شرق درانديشه سعيد دلالت بريک سيستم ارائه ومعرفي دارد که چهارچوب آن رانيروهاي سياسي ساخته اند .درنزد سعيد هستي شرق ساخته شده غرب درارتباط باغرب وبراي غرب است. شرق تصوري ازيک دیگري بيگانه وعقب افتاده دربرابر غرب پيشرفته است .

شرق يک بخش کامل کننده تمدن مادي وفرهنگ اروپاست وشرق شناسي ارائه دهنده وبازگوکننده  آن بخش- چه ازنظر فرهنگي وچه ازنظر ايدئولوژي به مثابه شيوه اي ازگفتمان با حمايت ازسازمان‏هاتعبيرات آموزه‏هاو واژ‏گان پژوه ها حتي ديوانسالاري وشيوه‏هاي استعماري- است .(سعید،1371 )

از نظر ادوارد سعيد(1371) شرق يک حقيقت و واقعيت بي جان وبي حرکت درطبعيت نيست.شرق يک فکر وزبان وتصويري دارد که مردم آن به دليل پويايي انسان آن رامي‏سازند ونمي‏شود آن رامحدود به مکان و جاي خاصي کرد .به اعتقاد وی شرق شناسي خيلي بيش ازآنچه به عنوان يک موضوع وعظ وسخنراني در مورد شرق باشد نشانه با ارزشي ازاعمال قدرت اروپايي –آتلانتيک برشرق محسوب مي شود.

 

در این کتاب می توان تاثير گفتمان‏هاي مسلط رادرتفسيري که ادواردسعيد ازشرق شناسي  ارائه مي دهد ملاحظه کرد. ادوارد سعيد مي گويد «من شرق شناسي رابه عنوان تبادل پويا بين مولفين مختلف و مجموعه اي عظيم ازملاحظات سياسي که توسط امپراطوري بزرگ انگلستان، فرانسه و آمريکا شکل گرفته ودرقلمرو فکري و تخيلي آن نوشته‏هاي مرتبط به اين رشته به وجود آمده است ،مطالعه مي کنم .»(همان:36)

در مجموع می توان به این نکته اشاره کرد که ادواردد سعید با استفاده از بحث گفتمان و تحلیل این گفتمان ها در صدد بیان این مساله است که چگونه اروپا شرق را به لحاظ سیاسی ، اقتصادی ، جامعه شناختی ، علمی و ایدئولوژیک مدیریت وحتی تولید می کند .

تحلیل او نشانگر تقابلی است که در عمل گفتمانی بین دو فرهنگ شرق وغرب به وجود آمده است در واقع هر گفتمان دو جهت مثبت ومنفی دارد که جهت مثبت آن خودی است وجهت منفی آن را دیگری تشکیل می دهد که در عمل گفتمانی این دو در تقابل با یکدیگر قرار می گیرند خودی ها با قدرتی که جامعه به آنها می دهد در صدد نفی دیگری و غلبه بر او بر می آیند .

 

- پوشش خبري اسلام

ادوارد سعيد درکتاب اسلام رسانه‏ها درصدد بيان اين مساله است که رسانه‏ها و کارشناسان آمريکايي و غربي تعيين مي کنند که مانسبت به بقيه جهان، نسبت به ديگران چه انديشه اي داشته باشيم .

امروزه آنچه درگفتمان غالب معمول دررسانه‏هاي آمريکايي وغربي درباره انديشه يا منش يا مذهب يک مسلمان گفته مي شود ابداً درمورد يک آفريقايي ،يهودي،آسيايي وساير اهالي مشرق زمين گفته نمي شود.

رسانه‏ها ماجراهاي راجع به خاورميانه را اغلب با تصويري از مسجد و گروهي کثیر از نمازگزاران به همراه مي‏آورند همچنین موجي ازفيلم‏هاي بلند به وجودآمده است که در آن اعراب ومسلمانان را با صفاتي شيطاني به نمايش مي گذارند واين قهرمان آمريکايي است که آنها رابه سزاي عملشان مي رساند.(سعید،1379)

او در بخش های مختلف اثر خود به ذکر مثال هایی می پردازد که نشان می دهد چگونه غرب مفاهیم مختلف را در یک عمل گفتمانی برای اعمال قدرت وسلطه بر شرق واسلام به کار می برد مثلا این که رسانه های غربی هر گاه می خواهند تصویری از حوادث خاور میانه نشان دهندآن را به همراه تصویری از مسجد وگروه کثیری از نماز گزاران نشان می دهند که این چینش معانی در کنار یکدیگر گفتمان جدیدی را خلق می کند که فراتر از اجزاء یک تصاویر است .

همان طور که گفته شد فوکو معتقد است که آگاهی ومعنی در عمل ارتباط با دیگران حضور دارد نه در خود موضوعات و در طی فرایند ارتباط ما با دیگران است که ما مفاهیم را برای تعریف کردن و برچسب زدن بر موضوعات صحبتمان جستجو می کنیم حتی در مورد واژه هایی که به نظر معنای آن در خود کلمه است نمی توان قائل به این مساله شد که همه معنای کلمه در خود واژه است.

        

در نهايت بايد گفت که ضوابط گفتمان در مورد فرهنگ‏هاي بيگانه و دوردست چيزي بسيار فراتر از نوعي بازبيني و سانسور مداخله گرانه است زيرا اين گفتمان به صورت مثبت و تأييدگر خود را تشويق و تشجيع مي نمايد. اين است دليل آن که به رغم همه تغييراتي که در جهان روي داده اين گفتمان همچنان به يارگيري براي خدمت به آرمان‏هايش ادامه مي دهد. با توجه به جميع جهات پوشش فعلي خبري از اسلام و کشورهاي غير عربي در نهايت به برخي انگاره‏ها، متون و منابع حالت تقدس و انکارناپذيري داده است. مثلاً اين که اسلام يک انديشه قرون وسطايي است و براي غربي‏هاتهديد و دشمني محسوب مي شود و اين نکات هم در فرهنگ و هم در ترتيبات سياسي جاي خاص پيدا کرده است و به عنوان يک مرجع به آن اشاره مي شود. موارد نمونه‏هاي خاص اسلامي پيش کشيده شده و عليه آن اقامه دعوا مي شود و اين کار را نه تنها روزنامه نگاران و کارشناسان بلکه همه کس انجام مي دهند. (سعيد،1379) چنين قضاوتي به نوبه خود نوعي ملاک از پيش تعيين شده اي محسوب مي شود که همه کس مي تواند آن را دست آويز قرار داده و عليه اسلام چيزي بگويد. اسلام آن دور دست‏ها يا هر آن چه که مربوط به آن است، در اين جامعه تبديل به نوعي رويه معمول شناخته شده جزمي شده است. اين تفکر به مرکز فرهنگ وارد شده و تغيير آن امري حقيقتاً دشوار است.

 

 

سعید،ادوارد(1371)،شرق شناسی،ترجمه عبدالرحیم گواهی،تهران،دفتر نشر فرهنگ اسلامی،چاپ سوم.

سعید،ادوارد(1379)،اسلام رسانه ها،ترجمه اکبر افسری،تهران،نشر توس،چاپ اول  عضدانلو،حمید(1383)،ا

دواردسعید،تهران،دفترپژوهش‏های فرهنگی،چاپ اول عضدانلو،حمید(1380)،گفتمان‏وجامعه‏با‏گراميداشت و مقاله ای از لینکن،تهران،نشر نی

Baldwin.JohnR,and others(2004),Communication theories for everyday life,pearson education

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 21:27  توسط لعیا یاراحمدی  | 

مرد مرده!

ژانر فیلم:وسترن و جنایی

محصول: سال ۱۹۹۵ آمریکا

کارگردان و فیلمنامهنویس : جیم جارموش

بازیگران: جانی دپ، گری فارمر، کریسپین گلوور، گیبی هینز، رابرات میچام، جان هارت، جان نورث

مدیر فیلم برداری: رابی مولر

تدوین: جی رابینوویتس

موسیقی متن : نیل یانگ

مدت فیلم :121 دقیقه

                     

 

جیم جارموش کارگردان مستقل سینمای آمریکا مرد مرده را به عنوان ششمین اثر بلند خود ساخت Dead man داستان مردی به نام ویلیام بلیک است که در پی یافتن شغل راهی شهری در غرب می شود در حالی که شغل وی به کس دیگری واگزار شده است در پی این ناکامی وی با دختری به نام تل آشنا می شود و چارلی که قبل از این عاشق تل بوده است پس از آگاه شدن از رابطه میان تل و ویلیام با آن ها درگیر می شود که در پی آن تل و چارلی کشته و ویلیام زخمی می شود و از شهر می گریزد و با سرخ پوستی به نام هیچکس آشنا می شود وی ویلیام را به همراه خود به سفری دور و دراز می برد و در این سفر است که بلیک به کشف مجموعه ای از تجربیات نایل می گردد...

 

فیلم با نمایی از قطار آغاز می شود بلیک را در قطار می بینیم که حیرت زده است و با فضایی که در آن است غریبه. خروجش از قطار و ورودش به شهر نیز چیزی از این حس در چهره بلیک نمی کاهد. احساس بلیک در بدو ورود به شهر ماشین را می توان با نظریه مدیریت اضطراب (AUM) توضیح داد که بر اساس این گزاره بنا شده است که فرد در تعامل ابتدایی با غریبه ها اضطراب و عدم اطمینان را تجربه می کند این اضطراب و ترس را در مواجهه ابتدایی در چهره بلیک می توان دید.

به یاد این شعر عمران صلاحی می افتم:

با قطار آمد

از دهکده ای دور...

بهار

خسته و کوفته و خاک آلود

نه کسی آمده از شهر به استقبالش

نه کسی دنبالش

گیج و تنها و غریب

دود، از آهن ها بر می خاست

آه از آدم ها

با قطار آمد، از دور بهار...

مرد مرده داستان مرگ است به طولانی ترین شکل آن . این فیلم مبتنی بر مولفه های سینمای پست مدرن است و مملو از ایهام و ابهام.

Dead man داستان مرگ تدریجی یک انسان است که در بدو ورود به غرب وحشی مرتکب قتل شده. فضای این فیلم روایتگر آمریکای قرن 19 است دورانی است که در آن ساکنین اصلی آمریکا – سرخپوستان – از سوی مدرنیته ای دست به اسلحه رانده شده اند، به نحوی که گویا از ابتدا این سرزمین متعلق به مهاجران تازه از گرد راه رسیده بوده است و شاید از این روست که راهنمای سرخپوست بلیک، "هیچکس" نامیده شده است.

"هیچکس" در تمام مسیر همراه بلیک است و هر بار در تلاش برای زنده ماندن!، او را یاری می دهد. شاید یک دلیل مهم برای این همراهی همنامی بلیک با ویلیام بلیک شاعر باشد شاعری که احتمالا برای "هیچکس" حسی نوستالوژیک را به همراه دارد. از این جهت که ویلیام بلیک شعر هایی شبیه به فرامین و آیین سرخپوستان دارد و برای بسیاری از بومیان امریکا آشنا است.

شرایط حاکم بر فضای فیلم جامعه ای در حال گزار را نشان می دهد، گذر از سنت به مدرنیسم که بلیک با هر دو آن ها به نحوی غریبه است بلیک نه زبان رسمی مردمان شهر ماشین – اسلحه -  را می داند و نه از حرف های هیچکس سر در می آورد. او با همه آنچه در اطرافش می بیند کاملا غریبه است این حس در سکانس های ابتدایی و ورودش به ماشین و در سکانس های نهایی، بین سرخپوستان، در چهره او کاملا هویدا است.

 

در نهایت "هیچکس" بلیک را به آب دریا سپرد تا جریان آب او را به سرزمین ارواح ببرد، جایی که به اعتقاد وی ویلیام به آنجا تعلق داشت و در این مرحله است که سفر بلیک به سمت ابدیت آغاز می گردد.

 

این ساخته جارموش را می توان در دسته فیلم های سینمای معناگرا قرار داد که البته زیاد از حد معنا زده شده است به طوری که عبارات و جملات سرخپوست محترم از ابتدا تا انتها، انسان را به این فکر می اندازد که این بشر چه می گوید؟ حال اگر مخاطب چون منی باشد که کلیت فیلم جذبش نکرده و به ذهن گریزانش نیز برای درک معنا فشار وارد نمی کند، تمام معنا حیف می شود.

اما این نکته را نباید از نظر دور داشت که فاصله فضای فکری ما با فضایی که فیلم در آن تولید شده احتمالا یک عامل اصلی برای کسالت بار بودن آن است و در طول فیلم بسیاری از نماد ها و نشانه ها، از سوی بیننده ای که اشعار بلیک را نخوانده و با دنیای سرخپوستی غریبه است نا مانوس و بی معنا جلوه می کند.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 10:1  توسط لعیا یاراحمدی  | 

بیوتن یا بی وطن!

یکی از جدید ترین اتفاقات در حوزه ارتباطات بین فرهنگی انتشار رمان بیوتن نوشته رضا امیرخانی است. که در دومین روز از نمایشگاه کتاب تهران از آن رونمایی شد. بیو تن ادامه داستان‌وار حرف‌هایی از جنس "نشت نشا" است. که نشست نقد و بررسی آن نیز چندی پیش در دانشگاه تهران برگزار شد. 

امیرخانی برای نوشتن این رمان یک‌سال تحقیق کرده است و برای تکمیل اطلاعاتش، حدود یک سال با یک خودرو، سراسر ایالات متحده امریکا را برای آشنایی با شرایط اجتماعی مهاجران ایرانی زیر پا گذاشته است.و طی 6سال و 6 ماه، بیوتن را نگاشته است.

اگر بگویم که وتن یعنی رگ گردن معنای بیوتن واضح می شود که البته در عین حال تلمیحی است به بی وطن.

امیرخانی در این رمان به زندگی یک ایرانی که سال های پایانی چنگ را نیز تجربه کرده است در پایتخت تمدن غرب ، نیویورک می پردازد. این رمان هجویه ای نرم است بر زندگی مهاجران ایرانی آمریکا.

شخصیت اصلی این داستان "ارمیا" به گونه ای ادامه شخصیت ارمیا است در نخستین رمان نویسنده که در پی عشقی تاثیرگزار مسافر آمریکاست. ارمیای بیوتن در تعامل با فرهنگی بیگانه قرار می گیرد و در جریان این تعامل بسیاری از اقسام تقابل های بین فرهنگی را در کنار انواع سوء ارتباط " امتحان روز شنبه "تجربه می کند:

"وارد جی.اف.کی.که شدم تا ویزا را تایید کردند دختری تر گل ورگل با لیاس سورمه ای افسری جلو آمد و از من پرسید که آیا ایرانی هستم؟و من سر تکان دادم.خندید و گفت:"گیو می اِ فایو"[1] عشق کرده بودم.اصلا انتظار چنین استقبال گرمی را نداشتم.زمین تا آسمان تفاوت می کرد با آنچه در مورد آمریکا توی کله ما فرو کرده بودند.". .. اما ای کاش که این پلیس زن نبود تا راحت و بدون ترس از شرع و شارع و مشروع ، شرغ می کوبیدم دستم را به دستش. صدایی مدرن از درونم بر می خیزد که ... دست بده و صدایی سنتی جوابش می دهد که ... دست ندهی دخترک پلیس دوباره می گوید " گیو می ا فایو پلیز " و همان طور که پلیزش را می کشد مچ دست من را می گیرد و کف دستم را می کوبد به یک استامپ پر از جوهر مشکی. شرغ ...  رنگی که هیچ گاه پاک نخواهد شد از این پس هر کس به من بگوید " گیو می ا فایو " دستم را جلو نخواهم برد. نه از ترس آن که دوباره دستم را در جوهر مشکی فرو کند، نه! بل می ترسم رنگ سیاه دستم دستش را کثیف کند ... این را تمدن شرقیم به من آموخته است.

 

جلو می روم و از خشی تشکر می کنم می خواهم با او دست بدهم که دستش را عقب می کشد

امروز یک بار دست دادیم! دو بار دست دادن در روز کار گی ها است!!

 

از سوی دیگر ارمیا در بیوتن همواره در چالش مدام میان نیمه سنتی و مدرن مغز و چشمش به توصیف اتفاقات می پردازد :

با نیمه سنتی به حلال و حرام فکر نمی کنم با نیمه مدرن حتی به " این آرمیتا که به من می گوید فکر نمی کنم " با چشم سنتیم هنوز دست چپ آرمیتا را می بینم که به پهلوی خشی بدن نا محرم سقلمه زده بود اما دروغ چرا چشم دیگرم که مدرن تر است فقط انگشت چهارم از دست چپ آرمیتا را نگاه می کرد تا ببیند آیا حلقه ای در آن هست یا نه .... چشم مدرن چیزی نمی بیند.

 

موارد تقابل فرهنگ زمینه بالا و پایین نیز در این رمان خواندنی است. 

 

امیرخانی در «بیو تن» دنبال هویت ایرانی است در مواجهه با تمدن غرب. او به جای این که هویت ایرانی را در خیابان‌های ‌مرکزی تهران دنبال کند، هویت ایرانی را در ایالات متحده جسته است. به نظرنویسنده برای شناخت هویت ایرانی باید به جایی برویم که بیشترین فشار و هجمه از آنجا نثار هویت ایرانی می‏شود.

به قول دکتر منتظر قائم یکی از ویژگی های مهم هویت این است که هویت وجه تمایز من و ما با دیگری و دیگران است. بررسی این تمایز ها دقیقا همان کاری است که امیر خانی در این رمان برای شناساندن هویت ایرانی انجام داده است. چرا که جستجوی هویت ایرانی را در مسجد و حسینیه، و بدون در نظر گرفتن دیگری مواجهه ما را با دیگران دچار مشکل می کند.

 

بیوتن در جریان تعامل ما با دیگری ما را به ما می شناساند :

 حلال فود رضا در خیابان لگزینتون جزو معدود جاهایی بود که به حلال بودن گوشتش می شد اطمینان داشت. شیعه های لبنانی در نیویورک تعدادشان خیلی زیاد نبود اما حواسشان به زندگی اجتماعیشان بود. درست مثل پاکستانی ها و هندی ها و کاملا بر خلاف ایرانی ها که مگر از سر اتفاق دور هم جمع نمی شدند .

 

بیوتن نگاه فرهنگی ، اجتماعی جامعه آمریکا (به عنوان سمبل ایدئولوژی غربی)  به زندگی را به چالش می کشد و هم چون "من او" نگاه ایرانی با درون مایه اسلامی به زندگی را شرح می دهد.

این رمان صحنه تقابل فلسفه و حکمت و جهان بینی اسلامی و نوع اومانیستی آن در غرب  است  و فریاد می زند که برداشت غرب از اسلام برداشتی سطحی و عوامانه و شاید ابلهانه است:

ارمیا در اولین پارکینگ می ایستد.پارکینگ روی بلندی است .خشی پیاده می شود ...نگاه می کند به جایی در افق.دستش را روی سینه اش می گذارد و می گوید :

السلام علیک یا لاس وگاس!خدایا شکرت که دوباره زیارت این جا رو قسمت م کردی!بار آخرم نباشد! این جا گنبد نما است!...

این لاس وگاس است...حالا همه با هم :قبله ی حاجات منی لاس وگاس !کعبه آمال منی لاس وگاس!

           

 

  

در نهایت تقابل ارمیا با فضای فرهنگی آمریکا و ایرانیانی که حیرت زده و مسخ شده سبک زندگی آمریکایی را در پیش گرفته اند شکلی دراماتیک و گاه همراه با طنزی تلخ به داستان می دهد.

 


[1] Give me a five

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 12:57  توسط لعیا یاراحمدی  | 

كنفرانس هویت قومی ، اختلاط و ارتباطات بین فرهنگی

 

اين كنفرانس از سوي انجمن بین المللی مطالعات ارتباطات بین فرهنگی و موسسه ارتباطات بین فرهنگی برگزار مي شود.

انجمن بین المللی مطالعات ارتباطات بین فرهنگی براي سري كنفرانس هاي آسيايي – آمريكايي؛ توسط دكتر John Koo در دانشگاه آلاسكا و دانشگاه ايالت آريزونا تاسيس شده است.

اولين كنفرانس بين المللي با عنوان Cross-Cultural Communication: East and West  در سال1985در سئول برگزار شد اين سري از كنفرانس ها هر دو سال يك باربه تناوب  در آسيا و آمريكاي شمالي برگزار مي شد و از سال 2003 به صورت سالانه برگزار مي گردد.

 

   

          

از زمان ظهور هزاره جدید جهانی شدن در حال وقوع است و این امر به طرز اعجاب آوري روابط و تماس های میان مردماني با زمینه های فرهنگی متفاوت را دگرگون کرده است.

افزایش تغییرات تکنولوژیک در ارتباطات راه دور و واکنش های بشری؛ شرايط و موقعیت های دشوار جدیدی را در حوزه سیاست ، فرهنگ و اخلاق ايجاد ميكند.

تغییرات اجتماعی، تفاوت های فرهنگی، هویت، عدم قطعیت، تنوع و نظم جهانی در پروسه ارتباطات جهانی منظر تازه و سیستم های جدید ي را طلب مي كند.

در چنین جهانی با سرعت تغییر بالا امروزه ارتباطات نقش بسیار مهمی را در مقایسه با گذشته دارا مي باشد. مردمانی با زمینه های فرهنگی متفاوت؛ به صورت فعال از ذخیره منابع اطلاعاتی برای ساختن قانون ، سبک هویت فرهنگی و اجتماعیشان استفاده می کنند. اين منابع اطلاعاتی بخش کاملی از سرمایه اجتماعی اشخاص شده اند.

به هر حال به منظور درك و توسعه دانش و مهارت بين فرهنگي بسيار جستجوگر باشيد تا زندگي موفقي در قرن 21 داشته باشيد. تاكيد اين كنفرانس بر موضوعات هويت قومي و اختلاط فرهنگي است.

محل اين كنفرانس در دانشگاه Louisville در Louisville آمريكا است.

 

 

اين يك كنفرانس بين رشته اي در مورد ارتباطات فرهنگي بشر است.

موضوعات پيشنهادي براي ارائه مقاله طيف وسيعي از موضوعات را در خصوص ارتباطات در بر مي گيرد. كه در اينجا به تعدادي از اين موضوعات كه مستقيما به بحث ارتباطات بين فرهنگي مي پردازد اشاره شده است.

رویکرد های مطالعاتی ارتباطات بین فرهنگی

ارتباطات و جهانی شدن

ارتباطات تطبيقي

تضاد و مذاکره

مدیریت بحران                         

تنوع فرهنگي و زباني

هویت فرهنگی و جهانی شدن

هماهنگی و تنوع

تکنولوژی های اطلاعاتی و فرهنگ

ارتباطات بین فرهنگی و بین فردی

زبان و آموزش فرهنگی

كفايت ارتباطات جهاني / بين فرهنگي

رسانه و فرهنگ

مطالعات رتوریک

نظریه هاي ارتباطات بین فرهنگی از منظر های گوناگون

 

 زمان برگزاري:  13 تا 15 نوامبر 2008

علاقمندان؛ براي پذيرش مقاله بايد خلاصه اي بين 150 تا200 كلمه به زبان انگليسي با فرمت صحيح خلاصه نويسي براي مقالات؛ نوشته و نهايتا تا تاريخ  June 15, 2008  به آدرس editor.ics@gmail.comارسال نمايند.     

 

همان طور که بیان شد این کنفرانس حاوی موضعات بسیار متنوعی در حوزه ارتباطات و رسانه است که در این مجال تنها به موضوعات مرتبط با ارتباطات بین فرهنگی اشاره شد. بر گزاری چنین کنفرانس هایی با چنین تنوع موضوعی امکان تعامل و هم اندیشی اندیشمندان شاخه های مختلف علوم مرتبط با حوزه ارتباطات و رسانه را در رابطه با فرهنگ و ارتباطات بین فرهنگی فراهم می آورد.  

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 15:45  توسط لعیا یاراحمدی  | 

هویت و بحران هویت در عصر ارتباطات

 هویت چیست؟

 

تعریف هویت را برای اولین بار اریکسون ارائه کرد و واترمن و آچر آن را تحلیل کردند. اریکسون هویت را در اصطلاح یک حس درونی کلی توصیف کرده است. از نظر اریکسون، هویت جریان تلفیق تغییرات فردی و نیاز های اجتماعی برای آینده است. وی تشکیل هویت را شامل بوجود آمدن یک احساس این همانی و وحدت شخصیت می داند که فرد احساس می کند و دیگران آن را تشخیص می دهند و از زمانی به زمانی دیگر مشابه است. ( علیخانی ، 1383) از سوی دیگر کاستلز هویت را «فرایند معنا سازی بر اساس یک ویژگی فرهنگی یا مجموعه به هم پیوسته ای از  ویژگی های فرهنگی که بر منابع معنایی دیگر اولویت داده می شود، میداند. بر مبنای این تعریف هویت ها همیشه تولید و بازتولید می شوند» ( کاستلز : 22 ، 1380)

پرچم دار نظریه هویت اجتماعی، جورج هربرت مید، هویت را محصول اجتماع می داند. او معتقد است تصویری که فرد از خود می سازد و احساسی که نسبت به خود پیدا می کند، بازتاب نگرشی است که دیگران نسبت به او دارند ( گل محمدي 1380).

از نظر دکتر عاملی (1384) هویت مفهومی مرتبط با حوزه معنا است. اما معنا خصیصه ذاتی فرد و یا جامعه نیست بلکه محصول توافق ها و عدم توافق ها است و از مفاهیم صد درصد نسبی است و به قول نیچه، این مفهوم قابل تعریف در قالب یک مفهوم مطلق نمی باشد بلکه مفهومی است در حال شدن. هال نیز به هویت در یک بستر دیالکتیکی نگاه می کند و هویت را در بودن ها و نبودن های ما تعریف می کند.  

عناصر تشکیل دهنده هویت:

عواملی هستند که قوام هویت ها بر پایه آن ها است و در مجموعِ دیدگاه دو متفکر این حوزه‏، استوارت هال و دکتر عاملی موارد زیر را شامل می شود.

1- استمرار: منی که مستمرا تکرار می شود و در واقع کسی که من او گم می شود بی هویت است.

2- تمایز: تمایز عنصری است که در مباحث مربوط به هویت شناسایی ایجاد می کند.

3- عشق: میل پررنگ به هویت را می گویند که نقطه مقابل آن نفرت است که مانعی بر سر راه هویت ها است.

4- برجستگی های خاص: هویت از همه بودن ها و نبودن های فرد تشکیل نشده است بلکه هویت برجستگی های آن ها است. [1](عاملی ، 1386)

پر واضح است که در صورت مخدوش شدن یا از بین رفتن هر یک از عناصر هویت ساز، بروز بحران در هویت های فردی و اجتماعی دور از انتظار نخواهد بود.

مساله اي در اینجا بر آن تاکید میکنیم اين است كه فناوري ارتباطات، استمرار، تمايز و عشق را در رابطه با هويت ها از بين مي برد كه در نتيجه آن شكل گيري بحران در هويت ها دور از ذهن نمي باشد. فرايند ارتباطات و به طور خاص اينترنت، با قرار دادن افراد در محيطي متكثر و متنوع و در رابطه با فرهنگ هايي كه بعضا صنعت بازنمايي آنها را رنگ و لعابي خيره كننده بخشيده، عنصر عشق و علاقه به هويت را در افراد تضعيف كرده و از ميان مي برد. با از ميان رفتن اين علاقه و عشق به هويت، عنصر استمرار نيز به تبع آن از ميان خواهد رفت چه اين كه اين تعلق خاطر است كه منجر به استمرار مي گردد. از سوي ديگر فرايند جهاني سازي، كه از طريق ارتباطات به آمريكائيزه كردن و یا به قول دکتر کوثری كوكاكولائيزه كردن هويت ها پرداخته است، با يكسان سازي و استاندارد سازي هويت ها عنصر تمايز را به تدريج از ميان خواهد برد. كه اين مساله نيز بر دامنه بحران خواهد افزود.

 

بحران هویت :

جامعه شناسانی مثل آنتونی گیدنز و مانوئل کاستلز این پدیده را در پرتو جهانی شدن که نتیجه توسعه ارتباطات انسانی می باشد مورد بررسی قرار داده اند. و با وجود این که بسیاری از جامعه شناسان این پدیده را پدیده ای جهانی می نامند پر واضح است که آثار و تبعات این پدیده در کشور های مختلف متفاوت است .

تلقی نا مناسب از فرهنگ خود وارتباط آن با فرهنگ های دیگر، بحران زا خواهد بود، همچنین دشواری های اقتصادی و اجتماعی برای کشور های در حال گزار، که این امر بیشتر در خصوص هویت های فردی بحران زا است که در ادامه به شکل اجتماعی آن ظهور می کند.( علیخانی ، 1383)

فرایند جهانی شدن نیز به واسطه پیشرفت شگفت آور فناوری های ارتباطی روند گسست فضا و مکان را شتاب می بخشد و رشته های پیوند زننده فضای اجتماعی با مکان  سرزمین معین را بیش از پیش پاره می کند. بدین ترتیب امر اجتماعی از دایره تنگ و محدود مکان رهایی می یابد و در فضایی بسیار فراخ گسترش پیدا می کند. در این بین نقش سنتی مکان، محل و سرزمین در ساخت و نگهداری هویت از آن رو بسیار کمرنگ می شود که گسترش اینترنت زمینه فضامند شدن زندگی اجتماعی را بیش از پیش فراهم می سازد. در حالی که مکان مرز پذیر و تحدید پذیر تر است فضا مرز گریز و تحدید نا پذیر است. مکان همواره به ثبت کردن و متصلب ساختن گرایش دارد ولی فضا امور را سیال تر و آزاد تر می سازد مکان فاصله و جدایی می آفریند و فضا نزدیکی و اختلاط را بوجود می آورد. سرزمین زدایی ناشی از فرایند جهانی شدن به نوعی بحران هویت پدید می آورد چرا که توانایی هویت سازی مکان را تحلیل می برد و محل را به یک فضای فرهنگی پیچیده تبدیل می کند. زمان نیز یکی از عوامل هویت ساز به شمار می آید. زمان و فضا شرط لازم هویت یابی هستند . استوارت هال بیان می کند که اگر هویت را نوعی نظام بازنمایی بدانیم زمان و فضا مختصات اصلی آن به شمار می آیند. فرایند جهانی شدن (و توسعه ارتباطات) یک دنیای بی زمان را پدید می آورد و در واقع یکی از ابزار و منابع اصلی هویت یابی را از بین می برد . (گل محمدي، 1380)

                                      

یکی دیگر از مهمترین شاخصه های بحران هویت «تعارض ارزش ها» در سطح کلان جامعه است و عدم کنترل چنین پدیده ای می تواند انسجام اجتماعی یا هستی اجتماعی را مورد تهدید قرار دهد. (بابایی فرد، 138) این مساله، دقیقا همان چیزی است که در نتیجه گسترش فرایند ارتباطات هویت ها را در مواجهه با فرهنگ های دیگر، که عموما در مرحله ای بالاتر از فرهنگ خودی قراردارند، دچار تضاد ارزشی و نهایتا بحران هویت می کند.

ژان بودریا در خصوص اثرات رسانه ها بر هویت ها معتقد است : فراوانی پیام ها و تصاویر و انگاره های رسانه ها « خود » را به عنوان یک تمامیت منسجم به طرز موثری ناپدید کرده است، «خود» در عمل یک مجموعه نامربوط از نشانه های رسانه ای جذب شده است، به تدریج که افراد در برابر پیام های رسانه ای بازتر می شوند «خود» پراکنده تر و نامتمرکزتر می شود و هر وحدت و انسجامی را که ممکن است داشته باشد را از دست می دهد. «خود» مانند تصاویر شکسته شده در تالار آینه ها، به صورت بازی بی پایان علائم در می آید که با هر حرکتی تغییر می کند. هیچ چیز استوار نیست و هیچ چیز ثابت نیست و هویت جداگانه ای وجود ندارد که این تصاویر انعکاسی از آن باشد. در این عصر اشباع رسانه ای، این تصویر های متعدد و متغیر، همان «خود» هستند. ( تامپسون 1379: 328)

                  4e599f4bd-472b-4671-a197-de5a796007cd.jpg 

کاستلز (1380) نيز معتقد است که جوامع جدید به دنبال گسترش ارتباطات انسانی و تغییر پذیری هویت ها، همگی به نوعی دچار بحران هویت هستند و به دنبال آن هستند که با ایجاد سدهای دفاعی که وی آن ها را هویت های مقاومت و هویت های برنامه دار می نامد، خود را از پیامدهای منفی بحران هویت مصون نگه دارند.  

 

 

در چنین دنیای بدون مرزی اجزا و عناصر مختلف فرهنگی به صورتی گریز ناپذیر و با یکدیگر برخورد می کنند و در کنار یکدیگر قرار می گیرند. چنين برخورد هايي دركنار از بين رفتن ثبات هويت ها كه نتيجه از بين رفتن ثبات فضا در دنياي جديد است  بحران هويت را به دنبال دارد. در واقع به دليل سيال شدن فضا در عصر جهاني شدن و ارتباطات ما با نوعي سياليت هويت نيز مواجه هستيم.

از مجموع آنچه بیان شد مساله ای که در بادی امر به نظر می رسد این است که ارتباطات با تغییر در شرایط  هویت سازی و تضعیف و تخریب عوامل و منابع سنتی هویت، فرایند هویت سازی را در جهان امروز دشوار و مساله ساز می نماید.این وضعیت می تواند بستر بسیاری از خاص گرایی های فرهنگی باشد.

اما این نکته را نیز نباید از نظر دور داشت که تماس و برخورد فرهنگ ها و هویت ها که نتیجه گسترش ارتباطات است فی نفسه پدیده ای زیان بار نمی باشد بلکه می تواند منشا بروز تاثیرات مثبتی بر زندگی افراد شود. این امر مستلزم این است که افراد از سویی به ارزش های فرهنگی خود واقف و معتقد باشند، و از سوی دیگر پذیرای منطق گفتگو بوده و در تعامل خود با دیگران انعطاف پذیر باشند.

 

 

  • تامپسون، جان بروكشاير (1379) ، رسانه ها و نوگرايي ، ترجمه علي ايثاري كسمايي، انتشارات موسسه ايران ،تهران.
  • عاملی ، سعیدرضا . (1384) دوجهانی شدن ها و آینده هویت های همزمان . ا . عباس زاده و م. عباسی در هویت ملی و جهانی شدن . موسسه تحقیقات و توسعه علوم انسانی ، تهران .
  • علیخانی ، علی اکبر . (1383) از خود بیگانگی در چشم انداز های مختلف . ع. علیخانی در مبانی نظری هویت و بحران هویت ، انتشارات جهاد دانشگاهی ، تهران.
  • کاستلز ، مانوئل . (1380) عصر اطلاعات : اقتصاد ، جامعه و فرهنگ . ترجمه حسن چاووشیان. جلد دوم . طرح نو ، تهران.
  • گل محمدي ، احمد (1380)جهانی شدن و بحران هویت ، فصلنامه مطالعات ملی شماره 10 ، تهران


[1] عناصر اول ودوم در نظریه استوارت هال ، و سوم و چهارم در نظریه دکتر عاملی ذکر شده است .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 16:40  توسط لعیا یاراحمدی  | 

مجله ارتباطات بین المللی و بین فرهنگی

 

مجله ارتباطات بین المللی و بین فرهنگی[1] از طرف موسسه ملی ارتباطات[2] و از طریق انتشارات Routledge, Taylor    و Francis به چاپ می رسد .

 این مجله سعی در انعکاس پیشرفت های صورت گرفته در رشته ارتباطات میان فرهنگی و در حوزه های مختلف مرتبط با آن را دارد و کوشش می شود تا دیدگاه های روش شناختی ، هستی شناختی و معرفت شناختی مختلفی مورد استفاده قرار گیرد.

یکی از استراتژی های این نشریه انعکاس ماهیت پویای مطالعات فرهنگی هم در حوزه داخلی و هم بین المللی است.

موضوعاتی که در این نشریه مطرح می شوند مسائلی است که در دو حوزه داخلی و بین المللی در دوره اخیر مورد توجه قرار گرفته اند و عمدتا در 20 سال گذشته موضوعیت نداشته اند.

اولین شماره این نشریه در فوریه 2008 منتشر شده است .

 

عنوان مقاله های منتشر شده در این شماره :

 

Publication Cover

 

1-Editor's Statement: On (Not) Feeling Rebellious

 

2- "Where Exactly is the Pacific?" : Global Migrations, Diasporic Movements, and Intercultural Communication

 

3- "Deception: Moral Transgression or Social Necessity?" : Cultural-Relativity of Deception Motivations and Perceptions of Deceptive Communication

 

4- Stages and Transitions of Relational Identity Formation in Intercultural Friendship: Implications for Identity Management Theory

 

5- Situating Oneself in a Racialized World: Understanding Student Reactions to Crash through Standpoint Theory and Context-Positionality Frames

 

نکته ای که در خصوص این نشریه جالب توجه به نظر می رسد توجه به فرهنگ داخلی و بومی در کنار فرهنگ های دیگر است به این معنا که قدم اول در ایجاد یک ارتباط منطقی و سالم در حوزه ارتباطات بین فرهنگی بوجود آمدن تصویری صحیح از فرهنگ خود است .

انتشار نشریاتی که به این هردو حوزه نظر داشته باشد در کشوری مثل ایران که برخوردار از موزاییک فرهنگی نسبتا متنوعی است به نظر مفید می رسد.



[1] Journal of International and Intercultural Communication

[2] National Communication Association

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 23:45  توسط لعیا یاراحمدی  | 

اسلام هراسی

پديده اسلام هراسی در سالهاى اخير از سوى كشورهاى غربى بر ضد اسلام مطرح شد و تلاش شده است تا تصويرى منفى از اسلام نشان داده شود.

اصطلاح اسلام هراسی برای نخستین‌بار از اواخر 1980 و اوایل دهه 1990 در غرب رایج شد و ریشه آن به تعابیر مربوط به پدیده بیگانه هراسی بازمی‌گردد. زمانی‌که جامعه غربی با تئوری اجتماعی چندفرهنگی و هویت سیاسی روبه‌رو و مجبور شد تا ذهن متفکران خود را نسبت به بیگانه هراسی و نپذیرفتن فرهنگ‌های بیگانه، حساس کند و از آنها بخواهد برای پذیرش چندفرهنگی در جوامع غربی راه‌حلی بیاندیشند در این میان مواجهه جهان غرب با موج زیادی از مهاجران مسلمان که در بیشتر کشورهای اروپایی و امریکایی، بیشترین رقم اقلیت‌های مهاجر را تشکیل می‌دادند، به بزرگ‌ترین چالش اجتماعی تبدیل شد. (اینانلو، 1384، ص 29)

ادوارد سعيد این مساله را این گونه تبیین می کند که : رسانه‏ها و کارشناسان آمريکايي و غربي تعيين مي کنند که مانسبت به بقيه جهان، (ديگران) چه انديشه اي داشته باشيم .اين که بجاي بحث آکادميک درمورد اسلام ما تنها روزنامه نگاراني را مشاهده مي کنيم که خبري رادست چين کرده وآن را مجدداً گزافه پردازي نموده ودر رسانه خود منتشر مي‏کنند. سعید اسلام رسانه‏ها را کنشي يک جانبه می داند  که نشان مي دهد آنچه اعراب و مسلمانان انجام ‏ميدهند در بالاترين سطح عيوب ذاتي قرار دارد وآنها مردم را با ابزار رسانه از اسلام می ترسانند. ( سعید، 1379)در بسياري از موارد نه تنها اسلام با بي دقتي آشكار ترسيم شده است بلكه تبيين هاي قوم گرايانه بي دروپيكر، نفرتهاي فرهنگي و حتي نژادي و دشمني هاي ژرف و در همان حال متناقض و دلخواه، نيز در اين اطلاع رساني ها مشاهده مي شود.(سعيد1379: 51)

                                

 

   islam4kids.jpg                

 

یکی از رسانه های تاثیر گذار که در خدمت این گونه مقاصد اسلام ستیزانه قرار می گیرد بازی های رایانه ای است که از ویژگی های مهم این بازی ها القائات سیاسی و عقیدتی آن ها است .

 از جمله القائات سیاسی بازی ها تخالف با بلوک شرق و در راس آن شوروی سابق است طراحان بازی های ویدئویی پس از سقوط بلوک شرق دست به طرح مواجهه تمدن اسلامی با تمدن مسیحی غرب زدند و بر همین مبنا ، خط مشی ستیز با کشور های اسلامی را در دستور کار خود قرار داده اند . (منطقی، 1386)و کشور های اسلامی و خصوصا شیعیان را عامل وقوع تحولات ناگوار آینده جهان معرفی می کنند .

بازی  Command & Conquer generalsیکی از این بازی ها است . این بازی که در ژانر استراتژیک ساخته شده است ، توانست امتیاز عالی 9 را از معتبرترین سایت بازی ، گیم اسپات دریافت کند ( Kasavin ، 2002)

در این بازی مسلمانان تهدیدی برای صلح جهانی شناخته می شوند  و ارتش آمریکا وظیفه مقابله با مسلمانان و برقراری صلح در جهان را بر عهده دارند .

در بازی ژنرال ها دو گروه مسلمانان - که در بازی تحت عنوان تروریست های خاورمیانه شناخته می شوند -  و ارتش آمریکا دارای ارزش های فرهنگی کاملا متضادی هستند . ارتش آمریکا با مشخصه های یک ارتش مدرن و دارای فرهنگی متعالی به نمایش گذاشته می شود و در مقابل ارتش مسلمانان بسیار بدوی ، به دور از فرهنگ و خشن نمایش داده می شوند .

 

فرهنگ مسلمانان در این بازی خاص گرا[1] است و افراد با یکدیگر رابطه خویشاوندی دارند که این امر در میان ارتش آمریکا دیده نمی شود و آمریکا با فرهنگی عام گرا[2] نمایش داده می شود .

از سوی دیگر مسلمانان در این بازی با مولفه های فرهنگ وجودی[3] نمایش داده می شوند و به حضور در لحظه تمرکز می کنند که درست در مقابل فرهنگ های اجرایی[4] قرار دارند که بیشتر برونگرا هستند و بر تغییرات دنیای بیرون ، مباحث عدالت اجتماعی ، پیشرفت سریع دنیا تمرکز کرده و مبتنی بر فعالیت های فردی و گروهی برای خلق آیتده ای بهتر می باشد ( Groff , 2002) تمام آنچه در خصوص فرهنگ های اجرایی ذکر شد ، در ارتش آمریکا که در این بازی در نقش منجی بشریت - در برابر حملات بی منطق مسلمانان – ظاهر شده است را می توان به وضوح مشاهده کرد .

نکته ای که حائز اهمیت به نظر می رسد این است که این گونه بازنمایی ها اموری واقعی پنداشته می شوند و از این رو فرایند تکوین شخصیت یا ذهنیت گروه های خاص را هدایت و کنترل می کند .اما به طور کلی بازنمایی چیزی جر حقیقت بر ساخته نیست که به واسطه گفتمان های خاص شکل می گیرد در حقیقت رسانه ها واقعیت را بازتاب نمی کنند بلکه آن را بازنمایی می کنند که این بازنمایی به نفع عده ای خاص و به ضرر عده ای دیگر است.



[1]. Particularist culture

[2]. Universalist culture

[3]. Being culture

[4]. Doing culture

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 18:0  توسط لعیا یاراحمدی  | 

این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست!

    

     یکی از مسائلی که در حوزه ارتباطات میان فرهنگی از جایگاه ویژه ای برخوردار است مساله مهاجرت می باشد . به طور کلی مسائل مربوط به مهاجران ضرورت و اهمیت مطالعات مربوط به  ارتباطات میان فرهنگی را دوچندان می کند.

تعاریف مطرح شده در خصوص موضوع مهاجرت عمدتا مهاجرت واقعی را شامل می شود همان طور که در تعریف دکتر ساروخانی از مهاجرت می خوانیم : مهاجرت حرکت انسانها در سطح جغرافیا است ، که با طرح قبلی صورت می گیرد و به تغییر محل اقامت آنها برای همیشه یا مدت طولانی می انجامد.  (ساروخانی، 1370 ص 450) حال آن که به زعم دکتر عاملی ما با سه نوع مهاجرت مواجه  هستیم .

1-     مهاجرت واقعی

2-     مهاجرت مجازی

3-     مهاجرت واقعی - مجازی (عاملی ، 1386)

 

«حجم مهاجرت ها در سطح بین المللی همگام با پدیده جهانی شدن در چند دهه گذشته پیوسته افزایش یافته است . آمار ارائه شده توسط سازمان بین المللی مهاجرت ( ICM, 2005 :376) حاکی از آن است که در سال 2000 میلادی 175 میلیون نفر در خارج از کشور زادگاه خود می زیسته اند در مقام مقایسه ،تعداد کل مهاجران بین المللی در سال 1960 تنها بالغ بر 76 میلیون تن می شده است . در نتیجه رشد جمعیت مهاجران بین المللی میان دو مقطع زمانی ذکر شده بیش از میزان رشد جمعیت کل جهان بوده است . تعداد مهاجران بین المللی اکنون 190 میلیون نفر تخمین زده می شود ».  (علاءالدینی 1384) آمار ارائه شده تنها متضمن بخش واقعی مهاجرت ها است حال آن که ما در دنیایی به سر می بریم که صنعت ارتباطات و مسائل مربوط به جهانی شدن شکل گیری مهاجرت های مجازی را در کنار مهاجرت های واقعی سبب می شود  .

 

در خصوص موضوع مهاجرت در ایران مطالعات زیادی با استفاده از روش های کمی و کیفی صورت گرفته است . به عنوان نمونه کیومرث ایراندوست (1381) با استفاده از روش کیفی مصاحبه عمقی با سه مهاجر از یک روستا ، یک ایل و یکی از شهرستان های کشورمان به بررسی مساله مهاجرت از نگاه مهاجر پرداخته است . همچنین ذکایی (1385) با استفاده از روش کیفی پژوهشی در میان نخبگان جوان با موضوع جوانان، جهاني شدن و مهاجرت هاي بين المللي انجام داده است . از دیگر مطالعات این حوزه می توان به تحقیق "شلیله" اشاره کرد که  به بررسی فرایند سازگاری با جامعه میزبان از طریق مطالعه موردی ایرانیان مقیم کانادا پرداخته است .

 در مجموع از میان مطالعات انجام شده در این زمینه میتوان به موارد زیر اشاره کرد: جمشیدیها (1381) ، محمدی الموتی ( 1383) ، جمشیدیها (1383) ، علاءالدینی ( 1384)، صالحی عمران ( 1385) و..... نام برد .

CASimmigrLogo

 

در این نوشتار ما نتایج حاصله از یکی از تحقیقات انجام شده در خصوص مساله مهاجرت را ُ بر اساس سه نوع مهاجرت واقعی ، مجازی و واقعی و مجازی توضیح میدهیم .

تحقیقی که در این مجال بر اساس نتایج آن به بررسی انواع مهاجرت پرداختیم مطالعه دکتر غلامرضا جمشیدیها بر روی 400 خانواده مهاجر افغانی ساکن در شهرک مهاجرنشین گلشهر مشهد است که دو مقاله مجزا از یافته های این تحقیق به چاپ رسیده است.       (1381، 1383)

 

 

مهاجرت افغانی ها به کشور های همسایه ، نوعی مهاجرت اضطراری یا اجباری همراه با تخریب است . عامل این نوع مهاجرت بی ثباتی ، جنگ و نا آرامی های درون افغانستان بوده است .

ورود چند میلیون افغانی به کشور های همجوار خاصه ایران نیز از شرایط دافع مبداء نظیر وجود بحران های متعدد در اثر جنگ داخلی افغانستان و ویژگی های جاذب مقصد شامل نزدیکی مکانی ، اشتراک مذهبی ، استقبال از مهاجرین در ایران و.... نشات گرفته است. ( به نقل از بریگو و روا ،1367 , محقق 1377 ، جمشیدیها و همکاران 1381 .. )

 

بخشی از نتایج این تحقیق حاکی از این است که 36درصد افغانی ها از مهاجرت به ایران به میزان زیاد و خیلی زیاد راضی بودند و 46 درصد رضایت خود را در حد متوسط اعلام کردند . 40درصد نحوه برخورد ایرانیان را صمیمی و شایسته ارزیابی کردند .

 در این تحقیق در مورد عقیده مهاجرین به بازگشت دو سوال مطرح شده است :

1- آیا مهاجرین افغانی باید به کشور خود بازگردند ؟

2- آیا شما شخصا حاضر به بازگشت هستید ؟

 

نتایج بدست آمده در پاسخ به  این دو سوال به این شرح می باشد . 56درصد معتقدند که مهاجرین افغانی باید به وطن خود بازگردند و در مقابل 44 درصد مخالف بازگشت هستند . 57 درصد تمایلی به بازگشت به افغانستان در شرایط فعلی را ندارند . همچنین 43 درصد اظهار داشتند که شخصا حاضر به بازگشت به موطن خود هستند . در این میان کسانی که حاضر به بازگشت نیستند خو گرفتن به محیط ایران ادامه تحصیل در ایران و وجود محدودیت در افغانستان را دلیل عدم تمایل به بازگشت دانسته اند. 

                   

در این مطالعه افراد بر اساس تمایل یا عدم تمایل به بازگشت به وطن به سه دسته تقسیم شدند:

دسته اول : افرادی که معتقد بودند که مهاجرین افغانی باید به وطن خود باز گردند و شخصا هم حاضر به بازگشت بودند .

دسته دوم : افرادی که معتقد بودند که مهاجرین افغانی نباید به وطن خود بازگردند و شخصا هم حاضر به بازگشت نبودند .

دسته سوم : کسانی که معتقد بودند به این که مهاجرین باید بازگردند ولی خود شخصا حاضر به بازگشت نیستند . 19درصد .

 

بر اساس نتایج این تحقیق مهاجرت افرادی که در دسته اول جای دارند مهاجرت واقعی است این افراد به لحاذ ذهنی کاملا وابسته به وطن خود هستند و خود را متعلق به افغانستان می دانند در واقع برای این افراد ، در اثر مهاجرت ، صرفا تغییر در مکان زندگیشان اتفاق افتاده است .

در خصوص افرادی که در دسته دوم جای دارند مهاجرت به هر دو صورت واقعی و مجازی رخ داده است برای این افراد در اثر مهاجرت نه تنها مکان زندگیشان تغییر کرده است بلکه وابستگی خود به وطن رانیز از دست داده اند و همان طور که در پیمایش پاسخ داده اند حاضر به بازگشت نیستند.

   

در این مقاله دو نوع از وابستگی را برای افراد تعریف کرده اند که می تواند علت مهاجرت واقعی و مجازی افراد دسته دوم را شرح دهد .

وابستگی های مادی : به این صورت که افرادی که به لحاظ مادی دارای تمکن می باشند در ایران و مالک منزل شخصی بوده و به لحاظ مادی موقعیت مطلوبی دارند تمایل کمتری به بازگشت به وطن را دارند .

وابستگی های غیر مادی : منظور تعلق به چیزی در ذهنیت افراد و نظام فرهنگی یک جامعه است .

مهاجرین افغانی ساکن در ایران به دلیل بخشی تشابهات فرهنگی ( زبان ، دین ، آداب و رسوم ) بین دو کشور ، طولانی شدن مدت سکونت در ایران ، ازدواج و وصلت های خانوادگی با ایرانیان ، احساس تعلق و وابستگی زیاد به جامعه میزبان ( ایران ) دارند . مذهب شیعه ، زبان فارسی و برخی شباهت های دیگر و تجربه چندین سال زندگی در شرایط ایران از جمله عوامل مهمی هستند که در ایجاد احساس تعلق مهاجرین به جامعه ایران تاثیر به سزایی دارند . نزدیک به نیمی از خانواده های مورد مطالعه در تحقیق ، از اهمیت شباهت فرهنگی میان دو جامعه به عنوان مانع بازگشت یاد کرده اند .

گذشت زمان و جامعه پذیری تحت الگوهای رفتاری جامعه میزبان سبب شده است وابستگی برخی خانواده ها به جامعه مبدا مهاجرت کاهش یابد و در مقابل میزان انطباق مهاجرین با محیط مادی و مکانی جامعه میزبان بیشتر می شود . در میان کثیری از خانواده ها اگر در گذشته عامل تصمیم ، یک یا دو نفر اعضای خانواده بوده اند امروز با وجود فرزندان بیشتر و رشد آن ها در جامعه ایران وابستگی اعضا به ایران افزایش یافته است .

در مجموع هر چه مهاجرین به هنجار های جامعه میزبان نزدیک تر شوند تمایل آن ها به بازگشت کمتر می شود .که ما این اتفاق را در خصوص بسیاری از مهاجرین افغانی ملاحظه می کنیم .

 

 

آمار تکان دهنده مهاجرت در عراق

      

- ساروخانی باقر (1370) درآمدی بر دایره المعارف علوم اجتماعی . تهران انتشارات کیهان 

 

- ايراندوست ، كيومرث (1381) ، مهاجرت از نگاه مهاجر ، نشریه مديريت شهري. دوره : 3، شماره : 10، ص. 52 تـا 59.

 

- علاءالدینی ، پویا . امامی ، یحیی. جهانی شدن ، مهاجرت و فقر در ایران، فصلنامه علمی پژوهشی رفاه اجتماعی ، سال پنجم ، شماره 18

 

- جمشیدیها ، غلامرضا . علی بابایی ، یحیی. (1381). بررسی عوامل موثر بر بازگشت مهاجرین افغانی با تکیه بر ساکنین شهرک گلشهر مشهد . نامه علوم اجتماعی شماره 20

 

- جمشیدیها ، غلامرضا . عنبری ، موسی . ( 1383) تعلقات اجتماعی و اثرات آن بر بازگشت مهاجرین افغانی . نامه علوم اجتماعی ، شماره 23 ، صص 68-43

 

- ذكايي ، محمدسعيد . (1385) . جوانان، جهاني شدن و مهاجرت هاي بين المللي: پژوهشي در ميان نخبگان جوان . مجله جامعه شناسي ايران . شماره 7 . صص : 41-75

 

- محمدی الموتی ، مسعود . جهانی شدن و مهاجرت نخبگان : بررسی تجربه ایران . فصلنامه علمی و پژوهشی رفاه اجتماعی ، سال چهارم ف شماره 15 صص : 232-209

 

- صالحی عمران ، ابراهیم . (1385) . بررسی نگرش اعضای هیئت علمی نسبت به علل مهاجرت نخبگان به خارج از کشور . نامه علوم اجتماعی . شماره 28.

  

- شلیله ، محمد . تصمیم گیری درباره مهاجرت و فرایند سازگاری با جامعه میزبان ( ایران و کانادا) .فصلنامه علمی و پژوهشی رفاه اجتماعی ، سال 2 ، شماره 3 .  

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 21:51  توسط لعیا یاراحمدی  | 

ما و همسایگان مسلمانمان

باورش نمی شد که  ما از ایران آمده ایم، او در طول یک مکالمه سی دقیقه ای بیشتر از 20 بار پرسید که شما واقعا از ایران آمده اید؟! اورهان را می گویم ، مردی میان سال که پانزده سال از عمرش را در آمریکا گذرانیده بود و چند سالی بود که به ترکیه مهاجرت کرده بود. من او را در شهر کوچکی در نزدیکی ازمیر ملاقات کردم ، اول پوششم توجهش را جلب کرده بود و زمانی که ملیتم را فهمید بسیار شگفت زده شد . تصورش بر این بود که ایران نا امن است و کشور های دیگر به مردمش ویزا و اجازه ورود نمی دهند . آن قدر مساله برایش غیر قابل هضم بود که هرازگاهی در میانه کلام به گمانه زنی می پرداخت : حتما خیلی وقت پیش از ایران خارج شده اید ، شاید موقعیت سیاسی خاصی دارید ، ...  از فضای سیاسی- اجتماعی ایران جسته و گریخته چیزهایی می دانست ، مثلا این که هفته پیش از آن دو نفر را در ایران به جرم همجنس بازی اعدام کرده بودند.

او یک مسلمان نسبتا معتقد بود ، وقتی صحبت را به مقوله دین کشاند چندان اختلاف قابل توجهی با ما نداشت ،  اعتقاد و نوع نگاهش به آخرت و بهشت وجهنم خیلی شبیه ما بود و این نشان می داد که علیرغم خاستگاه نسبتا نزدیک دینی ، شناخت و همدلی اندکی بین ما وجود داشت.

چنین برخورد هایی آمیخته با پیش داوری نشان می داد که او علیرغم زمینه های فرهنگی و مذهبی و تاریخی شبیه به ما ، به علت قرار گرفتن در سپهر اطلاعاتی و ارتباطی غرب شناختی بسیار ناقص و آگراندیسمان شده از ما دارد . حال این که چگونه می توان به این شناخت جامعیت بخشید سوالی است در خور توجه ...  

                                                                                                        

                                                                                                 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 10:0  توسط لعیا یاراحمدی  |