ادوارد سعید و گفتمان فوکویی
نظریه گفتمان ازجمله مفاهيم مهم وپرکاربردي است که درشکل دادن به تفکرفلسفي ،اجتماعي وسياسي مغرب زمين درنيمه دوم قرن بيستم نقش بسزايي داشته است .اندیشمندان بسیاری در خصوص این مفهوم –گفتمان -نظریه پردازی کرده اند، اشخاصی مثل هابرماس، دیوید هوارث، لاکلا، موف و دیگران . اکثر این اندیشمندان این مفهوم را از منظری نشانه شناسانه مورد بررسی قرار داده اند اما میشل فوکو از زاویه ای متفاوت به این مفهوم نگریست او رابطه گفتمان ها را با قدرت بررسی میکند .
«گفتمان بيانگر خصوصيات و ويژگيهاي تاريخي چيزهاي گفته شده و چيزهايي است که ناگفته باقي ميمانند. بعلاوه اين نيز ضروري است که "تراکم" و"پيچيدگي"درون اعمال گفتماني آشکار گردد و به وراي مرزهاي ساختاري يا سخن و نطق يعني زبان و تکلم ظاهري (گفتار) دست يابيم. ساختارگفتمان با مفروضاتی ترکيب شده است که در آن هرسخنران مي بايست به شکلی سخن بگويد که سخنش معنا داشته باشد ازاين رو مفاهيم گفتمان تاکيد برفرآيندهاي اجتماعي دارد که مولد معناست.
از درون گفتمانهاي متفاوت، جهان متفاوت درک مي شود.گفتمانها نه تنها مربوط به چيزهايي است که ميتواند گفته يا درباره اش فکر شود بلکه درباره اين نيز هست که چه کسي ،در چه زماني و با چه آمريتي ميتواند صحبت کند. گفتمانها مجسم کننده معنا در ارتباطات اجتماعي هستند نيز شکل دهند. ذهنيت و ارتباطات اجتماعي - سياسي (قدرت) هستند.»(عضدانلو،1380: 16)
ميشل فوکو(1984-1926) معتقد است که گفتمان بايد به عنوان فرمي از عمل نگاه شود نه انعکاسي ازجهان .
به اعتقاد فوکو وقتي ما با ديگران ارتباط برقرار مي کنيم مفاهيم را براي تعريف کردن وبرچسب زدن بر موضوعات صحبتمان جستجو مي کنيم و در طي اين فرايند اعمال قدرت مي کنيم، به نظراو آگاهي ومعني درعمل ارتباط با ديگران حضور دارند نه در خود موضوعات.

- شرق شناسي
کتاب شرق شناسي ادوارد سعيد ترجمه شده به بيش از25 زبان دنياست . آنچه شرق شناسي را از ديگرنوشتههاي منتشرشده دراين زمينه متمايزمی کند این است که سعيد با ياري گرفتن ازانديشه متفکراني همچون ميشل فوکو وآنتوني گرامشي آمريت دانش غرب نسبت به شرق ونيز قدرتي راکه درغرب به شرق تحميل کرده است به چالش مي کشد . ادوارد سعيد مجموعه نوشتههاي خودرا درمورد شرق به عنوان يک گفتمان بررسي مي کند. فوکو ابزاري براي توصيف ارتباط بين دانش وقدرت مسلط برشرق رادراختيار سعيد قرار داد وگرامشی مفهوم تفوق یا برتري رادراختيارش گذاشت. (عضدانلو،1383)
مفهوم شرق درانديشه سعيد دلالت بريک سيستم ارائه ومعرفي دارد که چهارچوب آن رانيروهاي سياسي ساخته اند .درنزد سعيد هستي شرق ساخته شده غرب درارتباط باغرب وبراي غرب است. شرق تصوري ازيک دیگري بيگانه وعقب افتاده دربرابر غرب پيشرفته است .
شرق يک بخش کامل کننده تمدن مادي وفرهنگ اروپاست وشرق شناسي ارائه دهنده وبازگوکننده آن بخش- چه ازنظر فرهنگي وچه ازنظر ايدئولوژي به مثابه شيوه اي ازگفتمان با حمايت ازسازمانهاتعبيرات آموزههاو واژگان پژوه ها حتي ديوانسالاري وشيوههاي استعماري- است .(سعید،1371 )
از نظر ادوارد سعيد(1371) شرق يک حقيقت و واقعيت بي جان وبي حرکت درطبعيت نيست.شرق يک فکر وزبان وتصويري دارد که مردم آن به دليل پويايي انسان آن راميسازند ونميشود آن رامحدود به مکان و جاي خاصي کرد .به اعتقاد وی شرق شناسي خيلي بيش ازآنچه به عنوان يک موضوع وعظ وسخنراني در مورد شرق باشد نشانه با ارزشي ازاعمال قدرت اروپايي –آتلانتيک برشرق محسوب مي شود.
در این کتاب می توان تاثير گفتمانهاي مسلط رادرتفسيري که ادواردسعيد ازشرق شناسي ارائه مي دهد ملاحظه کرد. ادوارد سعيد مي گويد «من شرق شناسي رابه عنوان تبادل پويا بين مولفين مختلف و مجموعه اي عظيم ازملاحظات سياسي که توسط امپراطوري بزرگ انگلستان، فرانسه و آمريکا شکل گرفته ودرقلمرو فکري و تخيلي آن نوشتههاي مرتبط به اين رشته به وجود آمده است ،مطالعه مي کنم .»(همان:36)
در مجموع می توان به این نکته اشاره کرد که ادواردد سعید با استفاده از بحث گفتمان و تحلیل این گفتمان ها در صدد بیان این مساله است که چگونه اروپا شرق را به لحاظ سیاسی ، اقتصادی ، جامعه شناختی ، علمی و ایدئولوژیک مدیریت وحتی تولید می کند .
تحلیل او نشانگر تقابلی است که در عمل گفتمانی بین دو فرهنگ شرق وغرب به وجود آمده است در واقع هر گفتمان دو جهت مثبت ومنفی دارد که جهت مثبت آن خودی است وجهت منفی آن را دیگری تشکیل می دهد که در عمل گفتمانی این دو در تقابل با یکدیگر قرار می گیرند خودی ها با قدرتی که جامعه به آنها می دهد در صدد نفی دیگری و غلبه بر او بر می آیند .
- پوشش خبري اسلام
ادوارد سعيد درکتاب اسلام رسانهها درصدد بيان اين مساله است که رسانهها و کارشناسان آمريکايي و غربي تعيين مي کنند که مانسبت به بقيه جهان، نسبت به ديگران چه انديشه اي داشته باشيم .
امروزه آنچه درگفتمان غالب معمول دررسانههاي آمريکايي وغربي درباره انديشه يا منش يا مذهب يک مسلمان گفته مي شود ابداً درمورد يک آفريقايي ،يهودي،آسيايي وساير اهالي مشرق زمين گفته نمي شود.
رسانهها ماجراهاي راجع به خاورميانه را اغلب با تصويري از مسجد و گروهي کثیر از نمازگزاران به همراه ميآورند همچنین موجي ازفيلمهاي بلند به وجودآمده است که در آن اعراب ومسلمانان را با صفاتي شيطاني به نمايش مي گذارند واين قهرمان آمريکايي است که آنها رابه سزاي عملشان مي رساند.(سعید،1379)
او در بخش های مختلف اثر خود به ذکر مثال هایی می پردازد که نشان می دهد چگونه غرب مفاهیم مختلف را در یک عمل گفتمانی برای اعمال قدرت وسلطه بر شرق واسلام به کار می برد مثلا این که رسانه های غربی هر گاه می خواهند تصویری از حوادث خاور میانه نشان دهندآن را به همراه تصویری از مسجد وگروه کثیری از نماز گزاران نشان می دهند که این چینش معانی در کنار یکدیگر گفتمان جدیدی را خلق می کند که فراتر از اجزاء یک تصاویر است .
همان طور که گفته شد فوکو معتقد است که آگاهی ومعنی در عمل ارتباط با دیگران حضور دارد نه در خود موضوعات و در طی فرایند ارتباط ما با دیگران است که ما مفاهیم را برای تعریف کردن و برچسب زدن بر موضوعات صحبتمان جستجو می کنیم حتی در مورد واژه هایی که به نظر معنای آن در خود کلمه است نمی توان قائل به این مساله شد که همه معنای کلمه در خود واژه است.
در نهايت بايد گفت که ضوابط گفتمان در مورد فرهنگهاي بيگانه و دوردست چيزي بسيار فراتر از نوعي بازبيني و سانسور مداخله گرانه است زيرا اين گفتمان به صورت مثبت و تأييدگر خود را تشويق و تشجيع مي نمايد. اين است دليل آن که به رغم همه تغييراتي که در جهان روي داده اين گفتمان همچنان به يارگيري براي خدمت به آرمانهايش ادامه مي دهد. با توجه به جميع جهات پوشش فعلي خبري از اسلام و کشورهاي غير عربي در نهايت به برخي انگارهها، متون و منابع حالت تقدس و انکارناپذيري داده است. مثلاً اين که اسلام يک انديشه قرون وسطايي است و براي غربيهاتهديد و دشمني محسوب مي شود و اين نکات هم در فرهنگ و هم در ترتيبات سياسي جاي خاص پيدا کرده است و به عنوان يک مرجع به آن اشاره مي شود. موارد نمونههاي خاص اسلامي پيش کشيده شده و عليه آن اقامه دعوا مي شود و اين کار را نه تنها روزنامه نگاران و کارشناسان بلکه همه کس انجام مي دهند. (سعيد،1379) چنين قضاوتي به نوبه خود نوعي ملاک از پيش تعيين شده اي محسوب مي شود که همه کس مي تواند آن را دست آويز قرار داده و عليه اسلام چيزي بگويد. اسلام آن دور دستها يا هر آن چه که مربوط به آن است، در اين جامعه تبديل به نوعي رويه معمول شناخته شده جزمي شده است. اين تفکر به مرکز فرهنگ وارد شده و تغيير آن امري حقيقتاً دشوار است.
سعید،ادوارد(1371)،شرق شناسی،ترجمه عبدالرحیم گواهی،تهران،دفتر نشر فرهنگ اسلامی،چاپ سوم.
سعید،ادوارد(1379)،اسلام رسانه ها،ترجمه اکبر افسری،تهران،نشر توس،چاپ اول عضدانلو،حمید(1383)،ا
دواردسعید،تهران،دفترپژوهشهای فرهنگی،چاپ اول عضدانلو،حمید(1380)،گفتمانوجامعهباگراميداشت و مقاله ای از لینکن،تهران،نشر نی
Baldwin.JohnR,and others(2004),Communication theories for everyday life,pearson education










